علی سان من

خدای عزیزم. یک شکر تو از هزار نتوانم کرد. وبلاگی برای علی سان عزیزم.

بسم الله الرحمن الرحیم

وَإِن یَکَادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَیَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ

اتاق

درد دلهای یه مادر دل شکسته

چند وقتیه مطلب نزاشتم. امسال درگیری زیاد داشتیم. بارها و بارها دلمون شکسته. غصه خوردیم. اشک ریختیم. چقدر تو دفاتر مشاوره سرگردان چرخیدیم و اشک ریختیم. برای مشکلاتی که خانواده همسرم برامون به وجود آوردن.  لحظات خیلی سختی بود.  از اول سال مشکلاتمون شروع شد تو تابستون به اوجش رسید. مشکلاتی که تا عمر دارم یادم نمیره. نمی تونم مسبب اونها رو ببخشم. خدا رو شکر کل فامیل پشتمون بودن و حمایتمون کردن. ولی الان اصرار دارن برای آشتی و رفت آمد.  الکی بهونه کردن دلشون برای نوه شون تنگ شده و برای پسرشون. یعنی میشه تو صورت یه ناجانمرد نگاه کرد. میشه تمام مشکلات و بلاهایی که سرمون آوردن رو بخشید. چطور میشه اسم همچین موجو...
23 دی 1396

سفر یک روزه به تهران و چند تا عکس متفرقه

خانه رویاهای علی سان پسرم از آپارتمان نشینی خسته شده و دلش خونه ویلایی میخواد. که بتونه توش انواع حیوانات رو نگه داره. *** اینم یه عکس از علی سان که بعد از دیدن نمایش پیشی ها و موش ها از من خواسته اونو شبیه پیشی ها در بیارم. مامان منو شبیه پیشی ها کن. برام دمم درست کن.چشممممممممممم عزیزم اینم موشهای مهمان تو خونه ما اینم جیگر خالهههههههههههه یه موش دوست داشتنی  **************  سفر یک روزه به تهران همراه خاله و مانی و گشت و گذار تو برج میلاد طبق معمول الفیناریوم و دیدن آلفا و کاسیا و اسپات و نمایشهای زیباشون و گشت گذار دوباره ی باغ پرندگان علی سانو مانی و خاله و شهر فر...
9 خرداد 1396

اردیبهشت ماه و جشن روز معلم

علی سان امسال هم معلم بسیارررررررررررر خوبی داشت خانم حدیدیان عزیز که معلمی بسیار دلسوز و مهربان بود و همه بچه ها مخصوصا علی سانو خیلی دوست داشت. معلمی فوق العاده مهربون و خانمی با کمالات فراوان. اینو از  یادداشت هایی که تو دفتر املای علی سان میزاشت و از رفتارش کاملا میشه فهمید. علی سان دو ماه اول مهر و آبان هیچ چیز از درسها یادش نمونده بود ولی با تدبیر خانم حدیدیان عزیز تونست خودشو به بچه های دیگه برسونه. البته تقصیر منم بود چون تابستون مجبورش نکردم کتاب بخونه. کتاب زیاد براش خریدم ولی فقط دوست داشت از روی عکسهاش پی به موضوعش ببره و برای من توضیح میداد. انشاء اله امسال کوتاهی نمی کنم و تابستان کمی هم رو درسها مانور میدیم...
9 خرداد 1396

سال نو مبارک

سال جدید رو به همه دوستان تبریک میگم و امیدوارم همگی سالی خوب همراه با سلامتی و آرامش داشته باشن. علی سان و عشق فیلم آهوی پیشونی سفید حتی تو کارهای دستی ش هم علاقه زیادشو به آقا موشه نشون داده. اینجا آقا موشه رو انداختن تو استوانه تعطیلات عید رو همراه دوست علی سان و خانواده ش به مسافرت رفتیم. تبریز اردبیل آستارا رشت ماسوله و.. خلاصه حسابی به همه مون خوش گذشت دریای زیبای شمال و منطقه آزاد کاسپین  موزه بسیار زیبای روستایی رشت  ماسوله  و اردبیل و استقبال از مهمانان با برف زیبا    ...
9 خرداد 1396

علی سان و وروجک بازیهای جدیدش

هفته پیش وقتی داشتم کتابهاشو طبق عادت نگاه میکردم ببینم تو مدرسه چیکار کردن  این برگه رو دیدم . یه لحظه واقعا حالم بد شد. با وجود اینکه همیشه علی سان به من املا میگفت و غلط هامو اصلاح میکرد. ولی از دیدن این املاء حسابی جا خوردم.  بعد با خودم گفتم خود بچه س حالا نیاز به تلاش بیشتر هم گرفته اشکالی نداره. رفتم پیشش و. علی سان شروع کرد به نوشتن مشق. بعد یه لحظه یادش افتاد  مامانننننننننننن بله. باورت نمیشه خانم یه عالمه غلط داشت. منم بهش نیاز به تلاش بیشتر دادم. یه لحظه تازه یادم افتاد. که این املای خانومه. مادر باهوش  روز جمعه مامان و بابام  بابام خونه نبودن و علی سان  نگران بود ظهر ب...
5 بهمن 1395

علی کوچولو و عکسهای متفرقه

اول از همه یه عکس از همیار پلیس کوچولو بزارم علی سان در تهران و برج میلاد تا حالا سه بار بردمش دلفیناریوم برج میلاد ولی همچنان اصرار میکنه بازم بریم. علی سان بابایی. آقا جون و تبسم خانم با کاسیا خانم دلفین دوست داشتنی برج میلاد    علی سان در باغ پرندگان تهران  علی سان در باغ وحش تهران  اینم عکس علی سان تو موزه تاریخ طبیعی ارم شهر خودمون  خانم نقاشی شون بهشون گفته بزرگترین آرزوتون رو نقاشی کنید. علی سانم یه قصر کشیده  (میخوام قصری داشته باشم پر از حیوانات و یه استخر بزرگ  توش چند تا دلفین بندازم)   ...
19 دی 1395

مهر مادر عشق پدر!

مهر مادر عشق پدر ! اگر مهری به دل دارم ، اگرعشقی به سر دارم یقینا مــادرم داده و یـا ارث از پــدر دارم چو مـادر یاورم باشد ، پـدر باشد دعـا گویم نه از بیـگانه بـاکـم هست ، نه پـروا از خـطـر دارم اگر روزی شکستم عهد ، میان مادر و فرزند خداوندا تو کاری کن که جان از تن به در دارم پدر عمری به زحمت بود ، دل مادر پر از غصه از ایــن درد جــگرسوزم دلـی غرق شرر دارم اگر روزی برم از یاد ، وفای آن دو عاشق را مرا دیگر نه غیرت هست ، نه نامی از پسر دارم اگر ارثی مرا باید ، مرا مهر پدر کافیست نه حرص مال و ملکم هست ، نه چشم سیم و زر دارم اگـر عشق پـدر ورزم ، وگــر مـادر نیـازارم بـدون شـک در ایـن وادی خـدا را در نـظر دارم ...
17 آذر 1395

علی سان و وروجک بازی هاش تو مدرسه

علی سان از کلاس اول ابتدایی یه دوست خیلی خوب به اسم مانی داره که همیشه تو یه تخت با هم میشینن. و تو درسها به هم کمک میکنن. روحیاتشون و اخلاقشون مثل همدیگه س. به همین دلیل منم با مادرش دوست شدم. مامان مانی هم کپی خودمه و این باعث شد دوستی خیلی عمیقی با هم داشته باشیم و بچه ها رو امسال هم تو یه کلاس ثبت نام کردیم(البته با کلی خواهش از آقای مدیر) دیروز تلفنی با هم صحبت می کردیم که مانی چیزی تعریف کرد که واقعا دوتامون هم از کارشون مات و متحیر شدیم و  هم اینکه واقع نمی تونستیم جلوی خنده مونو بگیریم. مانی می گفت خاله علی سان از کنار من بلند شد جاشو عوض کرد و رفت یه جای دیگه نشست و روی میزش نوشت جهت اجاره مانی هم پاک کرده بود به...
17 آبان 1395
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به علی سان من می باشد