زبان اشاره
سه شنبه هفته پیش خونه مامان جون بودیم. مراسم هیئت حضرت رقیه که برای علی کوچولوی من نذر کرده. صبح ۱۰ از اداره مرخصی گرفتم علی رو از مهد برداشتم و رفتیم اونجا. بعد از رفتن مهمونا علی داشت با وسایل دختر عمه ش بازی می کرد.
ثمین دو تا خط کش داشت که داخلش عکسهای مختلف داره
یکی از اونها شکل چتر بود از علی پرسیدیم این چیه با همن زبون اشاره ای معروفش دستشو گرفت بالای سرش که یعنی چتره
جوجه = جیک جیک
دایره = نشون میداد مثل چرخ ماشینه و گرده
و چند تا سئوال دیگه و آخر سر رسیدیم به عکس استخوون
گفتم علی این چیه
روی چهار دست و پاش وایستاد و با ادای خیلی شیرینی زبونشو درآورد بیرون و صدای هاپو درآورد.
همه به حرکات علی خندیدن.
من فکر می کردم میگه هاپو ولی این حرکتش اونقدر شیرین بود که همه می گفتن ازش فیلم بگیر. بزرگتر میشه حرف میفته خودش ببینه چه کارهایی کرده.
یکشنبه آورده بودمش اداره.
حاج آقای همکارمونو دیده صدا می کنه ماما و دستاشو به حالت قنوت می گیره بالا و با صدای آروم ادای نماز خوندنو در میاره و وسط سالن رکوع می کنه. حاج آقا نگاش کرد کلی خندید.
دیروزم تو خونه با ادای شیرینی شباهت دودول مبارکشو با کتلت (ساندویچ) توضیح میداد.
اونقدر به اون حرمتش خندیدم خدا می دونه.

زبان اشاره
